گشتالت درماني
فریتز پرلز، همسرش لورا پرلز و همکارش پاول کودمن اولین کسانی بودند که اصول بنیادی گشتالت درمانی را توسعه دادند و توصیف کردند . گشتالت درمانگران بر روی رابطه ، هوشیاری آگاهانه و تجربه گری تمرکز دارند – یک تاکید ثابت بر روی لحظه ی حال ، اعتبار و واقعیت آگاهی پدیدار شناختی بیماروجود دارد.
اغلب تغییراتی که در گشتالت درمانی اتفاق می افتد نتیجه ی یک گفتگوی من- تو است که بین درمانگر و بیمار اتفاق می افتد و گشتالت درمانگران تشویق شده اند تا خودافشا گر و صادق باشند .
هم در موردسرگذشت شخصی شان و هم احساساتشان در درمان. تکنیکهای گشتالت درمانی شامل تمرینهای تمرکز،مصوب ،بیان خلاق،تجارب ذهنی ،تصویر سازی ،تخیل هدایت شده وآگاهی بدنی می باشد. به هر حال این تکنیکها خودشان نسبتا قابل توجه هستندوتنها ابزاری هستند که بصورت مرسوم بوسیله گشتالت درمانگران به کار می رود هر مکانیزمی که شامل تئوری گشتالت درمانی باشد می تواند واستفاده خواهد شد در درمان.
شیوه ی درمانی در آشفتگی است،در زمانی که محدودیت ها پیوند خورده اند بامراقبت های کنترل شده ای که به شیوه ی بالینی یورش برده است. در زمان رشد انسان گرایی در تحقیقات نظری، شیوه ی بالینی به نظر می رسید در حال محدود شدن است ،با تمرکز بیشتر بر روی نشانه های خاص در تاکید بر روی افراد به عنوان محصولاتی که می توانند از طریق دنبال کردن راهنمایی (آموزش)در یک روش نظامنامه ای ثابت بشود .
آرایش جالب تکنیک های وابسته به گشتالت که برای آن گشتالت درمانی مشهور است می تواند به آسانی و به طور اشتباه فقط برای چنین هدفی استفاده شود. نویسندگان به خواننده هوشدار می دهند که در استفاده از تکنیک برای رفع نشانه ی بیماری ، و هر چند دارای قوه تخیل زیاد ، با گشتالت درمانی سرگردان نشوند .در ک احساسی از گشتالت درمانی شامل تئوری متناقض تغییر می باشد به طور کامل مجهز شده اند درجهت رشد آزادی بشر . نه همنوایی انسان . و در این حالت گشتالت درمانی نظریه ی افرادی را که مراقبت هدایت شده از طرف آداب مرسوم را رد می کند اشاره می کند . تمرین یا عملیات گشتالت ،هنگامی که اصولش صحیح باشد یک اعتراض است در مقابل کاهش صرفا علائم و تعدیل . و آن یک اعتراض است به اینکه حقوق یک شخص به اندازه ی کافی توسعه پیدا کند و آن شخص قادر باشد تا انتخابات آگاهانه و با شناختی داشته باشد و زندگی اش را شکل دهد .
فریتزپرلزچهار دهه ی پیش ،پیش بینی کرد که گشتالت درمانی تاثیر می گذارد بر خودش طی دهه 1960ویک نیروی قابل توجه ای می شود در طول دهه 1970،پیش بینی او به واقعیت در آمد.
در سال 1952شاید 12 نفر وجود داشتند که فعالانه در حرکت گشتالت درمانی در گیر بودند.درسال2000صدها موسسه آموزشی در اینجاوخارج وجود دارند وهزاران درمانگر ماهر گشتالتی وجود دارند که در سراسرجهان درحال فعالیت هستند.
متاسفانه همچنین تعداد زیادی از درمانگران وجود دارند که به طور عجیبی آموزش دیده اندوخودشان را بعد از شرکت در تعدادکمی کارگاه، درمانگر گشتالت می نامند.برای دانشجو وبیمارانی که علاقه مند به نمایش گشتالت درمانی هستند شایسته است که به طور عمیق درباره ی آموزش وتجربه کسی که ادعا می کند یک درمانگر گشتالت است ،تحقیق کنند.گشتالت درمانی پیش گام شده است در تعدادی ابداعات خلاق ومفید در نظریه ی روان درمانی و تمرینی که به درون زمینه روان درمانی عمومی پیوسته بود .
در حال حاضر گشتالت درمانی در حال حرکت است تا بیشتر شرح دهد وتصحیح کند این ابداعات را.
صرف نظر از بر چسب اصول گفتگوی وجودگرا ،استفاده از تجارب مستقیم پدیدار شناختی برای هم درمانگر وهم بیمار ،اعتماد به خود جهت دهی ارگانیز می ،تاکید بر تجربه گری و آگاهی ،تشخیص تئوری متناقض تغییر ،توجه نزدیک به ارتباط میان درمانگر وبیمار ،همگی یک نمونه روان درمانی خوب راشکل می دهند که ادامه خواهد داشت تا بوسیله ی درمانگران گشتالت و دیگران مورد استفاده قرار بگیرد.
ترجمه :شاهسواري