اهمیت نه گفتن

چرا باید نه بگوئیم؟
آیا نه یک مهارت است؟
چگونه می‌توان آنرا یاد گرفت؟

اینها سوالاتی هستند که شاید برای برخی افراد مطرح شده باشند. از آنجایی که زندگی اجتماعی مستلزم رعایت مواردی است که هم حقوق دیگران و هم حقوق فرد در آن باید مورد توجه قرار گیرد مهارت نه گفتن یکی از لازمه‌های موفقیت فرد در زندگی شخصی اجتماعی‌اش است. هر فردی ، برای خود عقاید ، ایده‌ها و اهدافی دارد، شیوه زندگی را برای خود برگزیده است و لازم است در مواردی که احساس کند این اهداف و ایده‌ها در برآورده شدن آنها با احتمال بروز مشکل روبرو خواهد شد؟ از مهارتهای خاصی استفاده کند تا بتواند خود را در مسیر مناسبی که برای خود برگزدیده است، نگه دارد. انسان اراده و اختیار و آگاهی دارد. بر اساس اراده خود می‌تواند تصمیمهایی برای زندگی داشته باشد. این تصمیمها از موارد بسیار جزئی یا موارد بزرگ و پراهمیت را شامل می‌شود، آنچه که به عنوان مانعی او را عملی ساختن تصمیمات خود باز دارد باید به نحوی از گذر مسیر او برداشته شود. برای چنین اقدامی قاطعیت ، قدرت و به عبارتی مهارتهایی چون نه گفتن و ... مورد نیاز است.

از چه سنی نه گفتن را یاد بگیریم؟

کودکان در سنین خاصی ویژگیهایی دارند که اندکی متفاوت از ویژگیهای آنها در سالهای دیگر زندگی است. در حدود سنین 4 - 5 سالگی تمایل دارند، استقلال بیشتری داشته باشند. در مقابل خواسته‌های دیگران مخالفت می‌کنند و به عبارتی از قول والدین لجبازی می‌کنند. این دوره سنی به سن ، نه گفتن معروف است. بطوری که رفتار معکوس به نحوی در اکثر عملکردهای کودک دیده می‌شود و او به نحوی می‌خواهد بر خلاف خواسته والدین خود عمل بکند. این ویژگیها بطور طبیعی در این سنین آغاز می‌شوند و می‌توان گفت تمرینات اولیه‌ای برای پیدا کردن مهارتهای مرتبط در سنین بزرگسالی هستند.
مشابه این حالت را ما یکبار دیگر در دوره نوجوانی مشاهده می‌کنیم. در این دوره سنی نیز فرد بویژه نسبت به خواسته‌های والدین فرد حالت عناد و منفی کاری به خود می‌گیرد و تلاش می‌کند بیشتر مطابق با خواسته‌ها و نظرات خود عمل کند. این کار روشی برای نشان دادن حس استقلال در نوجوان است. با وجود اینکه این دوره‌ها به عنوان دوره‌های اختصاصی نه گفتن معروفند، اما یادگیری نه گفتن در هر سنی امکان پذیر است، با توجه به اینکه جهت دهی ویژگیهای فرد اهمیت قابل توجهی پیدا می‌کند.

انواع نه گفتن

اگر بخواهیم انواع مواردی که ما در آنها ناچار به استفاده از این مهارت هستیم را دسته بندی کنیم، به دو طبقه کلی می‌رسیم؛ نه گفتن به خود و نه گفتن به دیگران.

نه گفتن به خود

هر فرد برای خود اهدافی در نظر می‌گیرد و بر این اساس تصمیماتی اتخاذ می‌کند. بر این اساس و برای عملی ساختن تصمیمات خود لازم است با هر آنچه که در ارتباط با خود و مانع عملی شدن تصمیمات او می‌شود، مبارزه کند. در چنین حالتی فرد باید به خواسته‌های خود نه بگوید تا بتواند به اهداف خود برسد. تصور کنید فردی را که تصمیم گرفته است با اجرای یک رژیم غذایی مناسب تعدادی از وزن خود را کاهش دهد. کاهش دادن وزن هدف اساس اوست که برای رسیدن به آن باید دست از برخی رفتارهای خوردن بردارد. مثلا از خوردن ، شیرینجات خودداری کنید.
زمانی که فرد در مقابل و وسوسه خوردن یک تکه شیرینی خوشمزه مقاومت می‌کند، در واقع به خواسته‌های خود جواب نه می‌دهد. خواسته‌هایی که با خواسته‌های اساسی‌تر او منافات دارد. به عنوان یک مثال دیگر دانش آموزی را در نظر بگیرید که قصد دارد نمرات بالایی در امتحان پایان سال بدست آورد. برنامه ریزی می‌کند و تصمیماتی می‌گیرد. طبعا در چنین برنامه ریزی ما زمان کمتری صرف تفریحات و غیره خواهد شد. زمانی که در مقابل وسوسه تماشای یک برنامه تلویزیونی مقاومت می‌کند، در واقع از مهارت خود برای نه گفتن به خود استفاده می‌کند.

نه گفتن به دیگران

زمانی که خواسته‌های فرد و تمایلات فرد با خواسته‌های دیگران منافات پیدا می‌کند. در این حالت فردی که تمایلات و خواسته‌های خود را ترجیح می‌دهد، ناچار است در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کند. چگونه می‌تواند این کار را انجام دهد؟ تصور کنید دانش آموزی که کتاب درسی خود را برای مطالعه خودش لازم دارد در مقابل درخواست دوستش که کتاب او را شب امتحان به امانت می‌خواهد، چه عکس العملی باید داشته باشد. در چنین مواردی معمولا مهارت نه گفتن احساس می‌شود.

در چه مواردی نه می گوییم؟

آیا در همه موارد باید از این مهارت استفاده کرد؟ آیا همیشه در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کرد و با جدیت جواب رد به آنها داد؟ مسلم است که باید طبقه بندی مناسبی روی موارد و موضوعاتی که نه گفتن در آنها لازم به نظر می‌رسد، داشته باشیم. زمانی که قبول درخواستها خطرات و مشکلات جدی برای فرد به همراه دارد لازم است فرد با قاطعیت رفتار کند. مثل درخواست فردی مبنی بر استفاده از سیگار ، یا رساندن تقلب سر جلسه امتحان.
اینها مواردی هستند که نتایج وخیم و جدی برای فرد به بار می‌آورند و لازم است فرد ، حتما مهارت لازم برای ابراز قاطعیت در این موارد را داشته باشد. در موارد دیگری چون امانت دادن کتاب به دوستی که خودمان آنرا نیاز داریم یا موارد مشابه دیگری می‌توان در ابتدا به دنبال راهکارهای دیگر بود در صورت عدم وجود این راهکارها از این مهارتها استفاده کرد.

ویژگی افرادی که مهارت نه گفتن دارند.

این افراد قاطعیت خوبی دارند، اعتماد به نفس آنها بالاست، برنامه‌های شخصی در زندگی دارند و اهدافشان روشن و واضح است و می‌دانند که از چه راهی به اهداف خود خواهند رسید. در مقابل افرادی که توان کافی برای نه گفتن ندارند اعتماد به نفس ضعیفی دارند، به راحتی تسلیم دیگران می‌شوند. ممکن است اهداف و برنامه ریزیهای مشخصی نداشته باشند و اگر داشته باشند اهمیت لازم را به آنها نمی‌دهند. این افراد معمولا به برآورده شدن خواست دیگران اهمیت می‌دهند که می‌تواند ناشی از ترس آنها به از دست دادن دوستیها ، طرد شدن و ... باشد.

تقویت مهارت نه گفتن

مشخص کردن اهداف و برنامه‌ها گام اول در این راه است. اهداف مشخصی داشته باشید و مسیرهای خود را برای رسیدن به این اهداف معین کنید.

اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.
نه گفتن را با تمرین در مسائل جزئی‌تر تکرار کنید.

به افرادی که قاطعیت دارند و مهارتهای خوبی در این زمینه دقت کنید و ویژگیهای آنها را مورد توجه قرار دهید.

اطلاعات و آگاهیهای خود را افزایش دهید.

خود را تقویت کنید و مطمئن باشید که نه گفتن ، روابط اجتماعی شما را مختل نخواهد ساخت. در مواردی هم که نه گفتن به مسائل جدی و خطرناکی مربوط می‌شود، از دست رفتن رابطه به نفع شما خواهد بود. با برقراری روابط سالمتر اجتماعی جایگزینی برای رابطه از دست رفته خواهید داشت.

تزئین سفره هفت سین - 3

تفرج و نیک فرجامی بهره ی شما باد . نورزتان مبارک

از چه سنی نه گفتن را یاد بگیریم ؟

مهارت نه گفتن...!                                                

از چه سنی نه گفتن را یاد بگیریم؟

کودکان در سنین خاصی ویژگیهایی دارند که اندکی متفاوت از ویژگیهای آنها در سالهای دیگر زندگی است. در حدود سنین 4 - 5 سالگی تمایل دارند، استقلال بیشتری داشته باشند. در مقابل خواسته‌های دیگران مخالفت می‌کنند و به عبارتی از قول والدین لجبازی می‌کنند. این دوره سنی به سن ، نه گفتن معروف است. بطوری که رفتار معکوس به نحوی در اکثر عملکردهای کودک دیده می‌شود و او به نحوی می‌خواهد بر خلاف خواسته والدین خود عمل بکند. این ویژگیها بطور طبیعی در این سنین آغاز می‌شوند و می‌توان گفت تمرینات اولیه‌ای برای پیدا کردن مهارتهای مرتبط در سنین بزرگسالی هستند.

مشابه این حالت را ما یکبار دیگر در دوره نوجوانی مشاهده می‌کنیم. در این دوره سنی نیز فرد بویژه نسبت به خواسته‌های والدین فرد حالت عناد و منفی کاری به خود می‌گیرد و تلاش می‌کند بیشتر مطابق با خواسته‌ها و نظرات خود عمل کند. این کار روشی برای نشان دادن حس استقلال در نوجوان است. با وجود اینکه این دوره‌ها به عنوان دوره‌های اختصاصی نه گفتن معروفند، اما یادگیری نه گفتن در هر سنی امکان پذیر است، با توجه به اینکه جهت دهی ویژگیهای فرد اهمیت قابل توجهی پیدا می‌کند.

انواع نه گفتن

اگر بخواهیم انواع مواردی که ما در آنها ناچار به استفاده از این مهارت هستیم را دسته بندی کنیم، به دو طبقه کلی می‌رسیم؛ نه گفتن به خود و نه گفتن به دیگران.

نه گفتن به خود

هر فرد برای خود اهدافی در نظر می‌گیرد و بر این اساس تصمیماتی اتخاذ می‌کند. بر این اساس و برای عملی ساختن تصمیمات خود لازم است با هر آنچه که در ارتباط با خود و مانع عملی شدن تصمیمات او می‌شود، مبارزه کند. در چنین حالتی فرد باید به خواسته‌های خود نه بگوید تا بتواند به اهداف خود برسد. تصور کنید فردی را که تصمیم گرفته است با اجرای یک رژیم غذایی مناسب تعدادی از وزن خود را کاهش دهد. کاهش دادن وزن هدف اساس اوست که برای رسیدن به آن باید دست از برخی رفتارهای خوردن بردارد. مثلا از خوردن ، شیرینجات خودداری کنید.

زمانی که فرد در مقابل و وسوسه خوردن یک تکه شیرینی خوشمزه مقاومت می‌کند، در واقع به خواسته‌های خود جواب نه می‌دهد. خواسته‌هایی که با خواسته‌های اساسی‌تر او منافات دارد. به عنوان یک مثال دیگر دانش آموزی را در نظر بگیرید که قصد دارد نمرات بالایی در امتحان پایان سال بدست آورد. برنامه ریزی می‌کند و تصمیماتی می‌گیرد. طبعا در چنین برنامه ریزی ما زمان کمتری صرف تفریحات و غیره خواهد شد. زمانی که در مقابل وسوسه تماشای یک برنامه تلویزیونی مقاومت می‌کند، در واقع از مهارت خود برای نه گفتن به خود استفاده می‌کند.

نه گفتن به دیگران

زمانی که خواسته‌های فرد و تمایلات فرد با خواسته‌های دیگران منافات پیدا می‌کند. در این حالت فردی که تمایلات و خواسته‌های خود را ترجیح می‌دهد، ناچار است در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کند. چگونه می‌تواند این کار را انجام دهد؟ تصور کنید دانش آموزی که کتاب درسی خود را برای مطالعه خودش لازم دارد در مقابل درخواست دوستش که کتاب او را شب امتحان به امانت می‌خواهد، چه عکس العملی باید داشته باشد. در چنین مواردی معمولا مهارت نه گفتن احساس می‌شود.

در چه مواردی نه می‌گوییم؟

آیا در همه موارد باید از این مهارت استفاده کرد؟ آیا همیشه در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کرد و با جدیت جواب رد به آنها داد؟ مسلم است که باید طبقه بندی مناسبی روی موارد و موضوعاتی که نه گفتن در آنها لازم به نظر می‌رسد، داشته باشیم. زمانی که قبول درخواستها خطرات و مشکلات جدی برای فرد به همراه دارد لازم است فرد با قاطعیت رفتار کند. مثل درخواست فردی مبنی بر استفاده از سیگار ، یا رساندن تقلب سر جلسه امتحان.

اینها مواردی هستند که نتایج وخیم و جدی برای فرد به بار می‌آورند و لازم است فرد ، حتما مهارت لازم برای ابراز قاطعیت در این موارد را داشته باشد. در موارد دیگری چون امانت دادن کتاب به دوستی که خودمان آنرا نیاز داریم یا موارد مشابه دیگری می‌توان در ابتدا به دنبال راهکارهای دیگر بود در صورت عدم وجود این راهکارها از این مهارتها استفاده کرد.

ویژگی افرادی که مهارت نه گفتن دارند.

این افراد قاطعیت خوبی دارند، اعتماد به نفس آنها بالاست، برنامه‌های شخصی در زندگی دارند و اهدافشان روشن و واضح است و می‌دانند که از چه راهی به اهداف خود خواهند رسید. در مقابل افرادی که توان کافی برای نه گفتن ندارند  خودباوری ضعیفی دارند، به راحتی تسلیم دیگران می‌شوند. ممکن است اهداف و برنامه ریزیهای مشخصی نداشته باشند و اگر داشته باشند اهمیت لازم را به آنها نمی‌دهند. این افراد معمولا به برآورده شدن خواست دیگران اهمیت می‌دهند که می‌تواند ناشی از ترس آنها به از دست دادن دوستیها ، طرد شدن و ... باشد.

تقویت مهارتهای نه گفتن

  • مشخص کردن اهداف و برنامه‌ها گام اول در این راه است. اهداف مشخصی داشته باشید و مسیرهای خود را برای رسیدن به این اهداف معین کنید.
  • اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.
  • نه گفتن را با تمرین در مسائل جزئی‌تر تکرار کنید.
  • به افرادی که قاطعیت دارند و مهارتهای خوبی در این زمینه دقت کنید و ویژگیهای آنها را مورد توجه قرار دهید.
  • اطلاعات و آگاهیهای خود را افزایش دهید.

  • خود را تقویت کنید و مطمئن باشید که نه گفتن ،رابطه اجتماعی شما را مختل نخواهد ساخت. در مواردی هم که نه گفتن به مسائل جدی و خطرناکی مربوط می‌شود، از دست رفتن رابطه به نفع شما خواهد بود. با برقراری روابط سالمتر اجتماعی جایگزینی برای رابطه از دست رفته خواهید داشت.

  چگونه نه بگوئیم ؟

اهمیت نه گفتن

  • چرا باید نه بگوئیم؟
  • آیا نه یک مهارت است؟
  • چگونه می‌توان آنرا یاد گرفت؟


اینها سوالاتی هستند که شاید برای برخی افراد مطرح شده باشند. از آنجایی که زندگی اجتماعی مستلزم رعایت مواردی است که هم حقوق دیگران و هم حقوق فرد در آن باید مورد توجه قرار گیرد مهارت نه گفتن یکی از لازمه‌های موفقیت فرد در زندگی شخصی اجتماعی‌اش است. هر فردی ، برای خود عقاید ، ایده‌ها و اهدافی دارد، شیوه زندگی را برای خود برگزیده است و لازم است در مواردی که احساس کند این اهداف و ایده‌ها در برآورده شدن آنها با احتمال بروز مشکل روبرو خواهد شد؟ از مهارتهای خاصی استفاده کند تا بتواند خود را در مسیر مناسبی که برای خود برگزدیده است، نگه دارد. انسان اراده و اختیار و آگاهی دارد. بر اساس اراده خود می‌تواند تصمیمهایی برای زندگی داشته باشد. این تصمیمها از موارد بسیار جزئی یا موارد بزرگ و پراهمیت را شامل می‌شود، آنچه که به عنوان مانعی او را عملی ساختن تصمیمات خود باز دارد باید به نحوی از گذر مسیر او برداشته شود. برای چنین اقدامی قاطعیت ، قدرت و به عبارتی مهارتهایی چون نه گفتن و ... مورد نیاز است.



تصویر


 

از چه سنی نه گفتن را یاد بگیریم؟

کودکان در سنین خاصی ویژگیهایی دارند که اندکی متفاوت از ویژگیهای آنها در سالهای دیگر زندگی است. در حدود سنین 4 - 5 سالگی تمایل دارند، استقلال بیشتری داشته باشند. در مقابل خواسته‌های دیگران مخالفت می‌کنند و به عبارتی از قول والدین لجبازی می‌کنند. این دوره سنی به سن ، نه گفتن معروف است. بطوری که رفتار معکوس به نحوی در اکثر عملکردهای کودک دیده می‌شود و او به نحوی می‌خواهد بر خلاف خواسته والدین خود عمل بکند. این ویژگیها بطور طبیعی در این سنین آغاز می‌شوند و می‌توان گفت تمرینات اولیه‌ای برای پیدا کردن مهارتهای مرتبط در سنین بزرگسالی هستند.

مشابه این حالت را ما یکبار دیگر در دوره نوجوانی مشاهده می‌کنیم. در این دوره سنی نیز فرد بویژه نسبت به خواسته‌های والدین فرد حالت عناد و منفی کاری به خود می‌گیرد و تلاش می‌کند بیشتر مطابق با خواسته‌ها و نظرات خود عمل کند. این کار روشی برای نشان دادن حس استقلال در نوجوان است. با وجود اینکه این دوره‌ها به عنوان دوره‌های اختصاصی نه گفتن معروفند، اما یادگیری نه گفتن در هر سنی امکان پذیر است، با توجه به اینکه جهت دهی ویژگیهای فرد اهمیت قابل توجهی پیدا می‌کند.

انواع نه گفتن

اگر بخواهیم انواع مواردی که ما در آنها ناچار به استفاده از این مهارت هستیم را دسته بندی کنیم، به دو طبقه کلی می‌رسیم؛ نه گفتن به خود و نه گفتن به دیگران.

نه گفتن به خود

هر فرد برای خود اهدافی در نظر می‌گیرد و بر این اساس تصمیماتی اتخاذ می‌کند. بر این اساس و برای عملی ساختن تصمیمات خود لازم است با هر آنچه که در ارتباط با خود و مانع عملی شدن تصمیمات او می‌شود، مبارزه کند. در چنین حالتی فرد باید به خواسته‌های خود نه بگوید تا بتواند به اهداف خود برسد. تصور کنید فردی را که تصمیم گرفته است با اجرای یک رژیم غذایی مناسب تعدادی از وزن خود را کاهش دهد. کاهش دادن وزن هدف اساس اوست که برای رسیدن به آن باید دست از برخی رفتارهای خوردن بردارد. مثلا از خوردن ، شیرینجات خودداری کنید.

زمانی که فرد در مقابل و وسوسه خوردن یک تکه شیرینی خوشمزه مقاومت می‌کند، در واقع به خواسته‌های خود جواب نه می‌دهد. خواسته‌هایی که با خواسته‌های اساسی‌تر او منافات دارد. به عنوان یک مثال دیگر دانش آموزی را در نظر بگیرید که قصد دارد نمرات بالایی در امتحان پایان سال بدست آورد. برنامه ریزی می‌کند و تصمیماتی می‌گیرد. طبعا در چنین برنامه ریزی ما زمان کمتری صرف تفریحات و غیره خواهد شد. زمانی که در مقابل وسوسه تماشای یک برنامه تلویزیونی مقاومت می‌کند، در واقع از مهارت خود برای نه گفتن به خود استفاده می‌کند.

نه گفتن به دیگران

زمانی که خواسته‌های فرد و تمایلات فرد با خواسته‌های دیگران منافات پیدا می‌کند. در این حالت فردی که تمایلات و خواسته‌های خود را ترجیح می‌دهد، ناچار است در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کند. چگونه می‌تواند این کار را انجام دهد؟ تصور کنید دانش آموزی که کتاب درسی خود را برای مطالعه خودش لازم دارد در مقابل درخواست دوستش که کتاب او را شب امتحان به امانت می‌خواهد، چه عکس العملی باید داشته باشد. در چنین مواردی معمولا مهارت نه گفتن احساس می‌شود.

در چه مواردی نه می‌گوییم؟

آیا در همه موارد باید از این مهارت استفاده کرد؟ آیا همیشه در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کرد و با جدیت جواب رد به آنها داد؟ مسلم است که باید طبقه بندی مناسبی روی موارد و موضوعاتی که نه گفتن در آنها لازم به نظر می‌رسد، داشته باشیم. زمانی که قبول درخواستها خطرات و مشکلات جدی برای فرد به همراه دارد لازم است فرد با قاطعیت رفتار کند. مثل درخواست فردی مبنی بر استفاده از سیگار ، یا رساندن تقلب سر جلسه امتحان.

اینها مواردی هستند که نتایج وخیم و جدی برای فرد به بار می‌آورند و لازم است فرد ، حتما مهارت لازم برای ابراز قاطعیت در این موارد را داشته باشد. در موارد دیگری چون امانت دادن کتاب به دوستی که خودمان آنرا نیاز داریم یا موارد مشابه دیگری می‌توان در ابتدا به دنبال راهکارهای دیگر بود در صورت عدم وجود این راهکارها از این مهارتها استفاده کرد.

ویژگی افرادی که مهارت نه گفتن دارند.

این افراد قاطعیت خوبی دارند، اعتماد به نفس آنها بالاست، برنامه‌های شخصی در زندگی دارند و اهدافشان روشن و واضح است و می‌دانند که از چه راهی به اهداف خود خواهند رسید. در مقابل افرادی که توان کافی برای نه گفتن ندارند اعتماد به نفس ضعیفی دارند، به راحتی تسلیم دیگران می‌شوند. ممکن است اهداف و برنامه ریزیهای مشخصی نداشته باشند و اگر داشته باشند اهمیت لازم را به آنها نمی‌دهند. این افراد معمولا به برآورده شدن خواست دیگران اهمیت می‌دهند که می‌تواند ناشی از ترس آنها به از دست دادن دوستیها ، طرد شدن و ... باشد.

تقویت مهارتهای نه گفتن

  • مشخص کردن اهداف و برنامه‌ها گام اول در این راه است. اهداف مشخصی داشته باشید و مسیرهای خود را برای رسیدن به این اهداف معین کنید.
  • اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.
  • نه گفتن را با تمرین در مسائل جزئی‌تر تکرار کنید.
  • به افرادی که قاطعیت دارند و مهارتهای خوبی در این زمینه دقت کنید و ویژگیهای آنها را مورد توجه قرار دهید.
  • اطلاعات و آگاهیهای خود را افزایش دهیید.
  • خود را تقویت کنید و مطمئن باشید که نه گفتن ، روابط اجتماعی شما را مختل نخواهد ساخت. در مواردی هم که نه گفتن به مسائل جدی و خطرناکی مربوط می‌شود، از دست رفتن رابطه به نفع شما خواهد بود. با برقراری روابط سالمتر اجتماعی جایگزینی برای رابطه از دست رفته خواهید داشت.

 مهارت "نــــــــــــه" گفتن

مهارت نه گفتن

پرسش: چطور مهارت "نه گفتن" را در خود تقویت کنیم؟

 

پاسخ: مهارت نه گفتن یکی از مهارت های زندگی موفقیت آمیز است. ما به دنیا نیامدیم تا آرزو و خواسته هر کسی را برآورده کنیم. چرا که گاهی نیاز و خواسته خود ما هم از اهمیت بالایی برخوردار است. ما تنها تا حدی می توانیم با دیگران همراه باشیم و رضایتشان رو به دست بیاوریم که حقوق خودمان پایمال نشود و از زندگی و اهداف خودمان دور نشویم.

 

براساس اینکه افراد چگونه به حریم شخصی خود و دیگران احترام می گذارند سه سبک ارتباطی تعریف شده است که عبارتند از: سبک ارتباطی سلطه پذیر، جرات مندانه و پرخاشگرانه و هرکدام دارای خصوصیاتی به شرح ذیل می باشد:

1. افراد سلطه پذیر، افرادی هستند که اعتماد به نفس پائینی دارند، به حقوق فردی خود بی توجه هستند، افکار و عقاید و احساسات خود را بیان نمی کنند و اگر بخواهند بیان کنند آنقدر مودبانه و با تُن صدای پایین بیان می کنند که جدی تلقی نمی شود. بدون اینکه لازم باشد پوزش می طلبند و بیشتر از جملات “ممکنه اشتباه کنم” و یا “شما بیشتر تجربه دارید” و… استفاده می کنند و به ظاهر، افراد متواضع و صبورند ولی در باطن از اینکه توسط دیگران مورد سوء استفاده قرار می گیرند ناراحتند و به جای اقدام، شکوه و شکایت می کنند.

 

افراد پرخاشگر، افرادی هستند خودخواه با تن صدای بلند و تند و نیش دار، افرادی که به حقوق دیگران بی توجه هستند و برای جلوگیری از رنجش خود، دیگران را می رنجانند، ذهنشان بسته است و عقاید دیگران را نمی پذیرند، حریم خصوصی دیگران را رعایت نمی کنند، قدرت طلبند و حالت بدنی خشک و بدون انعطاف دارند و بیشتر از کلمات حتما، باید و …استفاده می کنند.

براساس اینکه افراد چگونه به حریم شخصی خود و دیگران احترام می گذارند سه سبک ارتباطی تعریف شده است که عبارتند از: سبک ارتباطی سلطه پذیر، جرات مندانه و پرخاشگرانه

البته بین دو سبک ارتباطی بالا یک رابطه چرخشی وجود دارد یعنی فرد سلطه پذیر به علت پایمال شدن حقوقش، خشم زیادی را در خود انبار می کند که روزی همچون آتشفشان فوران نموده و تبدیل به پرخاشگری می شود و بعد از آن به علت احساس گناه شدید دوباره به سمت رفتار سلطه پذیر معمول خود برمی گردد. افراد پرخاشگر نیز در مرحله ای از تنش شدید، تسلیم می شوند و به افراد سلطه پذیر تبدیل می شوند که این حالت نیز موقتی است. اما افراد جرات مند دارای خصوصیات زیر می باشند:

داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران، احترام گذاشتن به حقوق خود و دیگران، ابراز احساسات و عقاید خود، عمل مدار بودن، پذیرفتن مسئولیت اعمال و تصمیم های خود، داشتن روحیه انعطاف پذیر، داشتن روابط سالم و صمیمانه با دیگران، اعتماد به نفس بالا و تن صدای محکم و استوار و مهم تر اینکه این افراد تمایل دارند در موقعیت ها “برنده- برنده” باشد نه همیشه “برنده-بازنده”. یعنی گاهی حاضرند که در موقعیت خاص بازنده باشند تا هدف تحقق یابد. به طور مثال یک فرد جرات مند در مقابل یک فرد پرخاشگر در موقعیتی خاص سکوت می کند تا فرد مقابل خلع سلاح شود. گاهی در محیط کار مدت زمان بیشتری می ماند تا کار خاص محوله انجام شود، حتی اگر از تفریحش دست بکشد. این فرد به ظاهر بازنده است ولی با آگاهی این شرایط را می پذیرد.

 

 یکی از دلایلی که ما رابه دام عدم جرات ورزی می کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجاد شده است. مانند اینکه من اگر نظر خود را بیان کنم با دیگران دچار تضاد می شوم، من حق ندارم دیگران را ناراحت کنم، “اگه ناراحت بشه چی؟” نمی توانم به کسی نه بگویم و چون می خواهم فردی مودب و مفید باشم تسلیم تمنای دیگران می شوم. در صورتیکه افراد جرات مند به حقوق خود و دیگران احترام می گذارند و نمی گذارند دیگران از آنها سوء استفاده کنند و در عین حال نیازهای دیگران را درک می کنند. بنابراین صادقانه افکار و احساسات خود را بیان می کنند.

اما چگونه در شرایط مختلف رفتار و ارتباط جرات مندانه داشته باشیم :

به عنوان مثال، در برابر درخواست غیر منطقی دیگران می توانیم اینگونه عکس العمل داشته باشیم:

ای کاش می توانستم ماشینم را به شما بدهم (ارائه بازخورد مثبت) اما از چند هفته پیش برنامه ریزی کرده ایم که آخر هفته به مسافرت برویم (بیان دلیل رفتار)، متاسفم (اعلام تصمیم).

در زمان درخواست کردن، منطقی بودن درخواستمان را بررسی کنیم، توانایی طرف مقابل را برای اجابت و مناسب بودن زمان و مکان آن ارزیابی کنیم و بعد مشکل و وضعیت موجودمان را بیان کنیم به طور مثال: “من سرم خیلی درد میکنه، ممکنه کمی آرام تر صحبت کنید؟

یکی از دلایلی که ما رابه دام عدم جرات ورزی می کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجاد شده است.

در مواجهه با رفتارهای بی ملاحظه دیگران نیز باید رفتار جرات مندانه ای داشته باشیم که می تواند شامل عمل ساده ابراز عقاید شخصی باشد مثلاً وقتی کسی صحبت ما را قطع کرد می توانیم بگوئیم: ببخشید دوست داشتم حرفهایم را تمام کنم. و یا رفتار جرات مندانه همدلانه (به رسمیت شناختن موقعیت و احساس طرف مقابل) در مورد مثال قبل می توانیم بگوییم “می دانم مایلید نظرتان را مطرح کنید اما ای کاش اجازه می دادید حرفم تمام شود.” و همینطور می توانیم از رفتار و ارتباط توام با جرات مندی افزایشی استفاده کنیم به این معنی که با کمترین مقدار جرات مندی شروع می کنیم و اگر طرف مقابل بی تفاوت بود به تدریح بر جرات مندی خود می افزاییم. مثلا در مقابل فروشنده ای که با اصرار می خواهد جنس خود را بفروشد اینگونه می گوییم:

1- “نه، من هیچکدام از آنها را نمی خواهم.”

2- "نه، گفتم که قصد خرید این جنس را ندارم.”

3- “دوبار گفتم نه، از شما می خواهم این قدر اصرار نکنید.”

 

***

در پایان یادآور می گردد رعایت نکات زیر ما را در برقراری ارتباط موثر کمک می کند:

 

- با محبت کردن به دیگران و هر نوع سرمایه گذاری عاطفی، حساب بانک عاطفی مان را پر می کنیم و دید مثبتی نسبت به ما در دیگران ایجاد می شود و اگر زمانی رفتاری جرات مندانه در مقابل افراد داشته باشیم با حالت دفاعی آنها مواجهه نخواهیم شد.

 

- مسائل را نه تنها از زاویه دید خود بلکه از زاویه دید شخص مقابل هم ببینیم. من می توانم نظرات دیگران را بپذیرم و درعین حال نظر خود را نیز بیان کنم.

 

- انسان جرات مند راههای مختلفی را برای رسیدن به هدفش امتحان می کند.

 

- شاید رفتار جرات مندانه و بیان عقاید و احساساتمان به نتیجه ای نرسد ولی باعث می شود ما خود خوری نکنیم که رفتارمان به پرخاشگری و سلطه پذیری تبدیل شود و درعین حال این رفتار، بذری است که می کاریم و می توانیم منتظر شکوفایی آن در آینده باشیم.

 

و در آخر فراموش نکنید که نه گفتن و جرات مند بودن یک عادت است که باید به مرور در شما ایجاد شود . پس از آن واهمه نداشته باشید و هر چه بیشتر با مهارت های صحیح این کار آشنا شوید.

 

چطور مهارت "نه گفتن" را در خود تقویت کنیم؟

 مهارت "نــــــــــــه" گفتن

مهارت نه گفتن

پرسش: چطور مهارت "نه گفتن" را در خود تقویت کنیم؟

 

پاسخ: مهارت نه گفتن یکی از مهارت های زندگی موفقیت آمیز است. ما به دنیا نیامدیم تا آرزو و خواسته هر کسی را برآورده کنیم. چرا که گاهی نیاز و خواسته خود ما هم از اهمیت بالایی برخوردار است. ما تنها تا حدی می توانیم با دیگران همراه باشیم و رضایتشان رو به دست بیاوریم که حقوق خودمان پایمال نشود و از زندگی و اهداف خودمان دور نشویم.

 

براساس اینکه افراد چگونه به حریم شخصی خود و دیگران احترام می گذارند سه سبک ارتباطی تعریف شده است که عبارتند از: سبک ارتباطی سلطه پذیر، جرات مندانه و پرخاشگرانه و هرکدام دارای خصوصیاتی به شرح ذیل می باشد:

1. افراد سلطه پذیر، افرادی هستند که اعتماد به نفس پائینی دارند، به حقوق فردی خود بی توجه هستند، افکار و عقاید و احساسات خود را بیان نمی کنند و اگر بخواهند بیان کنند آنقدر مودبانه و با تُن صدای پایین بیان می کنند که جدی تلقی نمی شود. بدون اینکه لازم باشد پوزش می طلبند و بیشتر از جملات “ممکنه اشتباه کنم” و یا “شما بیشتر تجربه دارید” و… استفاده می کنند و به ظاهر، افراد متواضع و صبورند ولی در باطن از اینکه توسط دیگران مورد سوء استفاده قرار می گیرند ناراحتند و به جای اقدام، شکوه و شکایت می کنند.

 

افراد پرخاشگر، افرادی هستند خودخواه با تن صدای بلند و تند و نیش دار، افرادی که به حقوق دیگران بی توجه هستند و برای جلوگیری از رنجش خود، دیگران را می رنجانند، ذهنشان بسته است و عقاید دیگران را نمی پذیرند، حریم خصوصی دیگران را رعایت نمی کنند، قدرت طلبند و حالت بدنی خشک و بدون انعطاف دارند و بیشتر از کلمات حتما، باید و …استفاده می کنند.

براساس اینکه افراد چگونه به حریم شخصی خود و دیگران احترام می گذارند سه سبک ارتباطی تعریف شده است که عبارتند از: سبک ارتباطی سلطه پذیر، جرات مندانه و پرخاشگرانه

البته بین دو سبک ارتباطی بالا یک رابطه چرخشی وجود دارد یعنی فرد سلطه پذیر به علت پایمال شدن حقوقش، خشم زیادی را در خود انبار می کند که روزی همچون آتشفشان فوران نموده و تبدیل به پرخاشگری می شود و بعد از آن به علت احساس گناه شدید دوباره به سمت رفتار سلطه پذیر معمول خود برمی گردد. افراد پرخاشگر نیز در مرحله ای از تنش شدید، تسلیم می شوند و به افراد سلطه پذیر تبدیل می شوند که این حالت نیز موقتی است. اما افراد جرات مند دارای خصوصیات زیر می باشند:

داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران، احترام گذاشتن به حقوق خود و دیگران، ابراز احساسات و عقاید خود، عمل مدار بودن، پذیرفتن مسئولیت اعمال و تصمیم های خود، داشتن روحیه انعطاف پذیر، داشتن روابط سالم و صمیمانه با دیگران، اعتماد به نفس بالا و تن صدای محکم و استوار و مهم تر اینکه این افراد تمایل دارند در موقعیت ها “برنده- برنده” باشد نه همیشه “برنده-بازنده”. یعنی گاهی حاضرند که در موقعیت خاص بازنده باشند تا هدف تحقق یابد. به طور مثال یک فرد جرات مند در مقابل یک فرد پرخاشگر در موقعیتی خاص سکوت می کند تا فرد مقابل خلع سلاح شود. گاهی در محیط کار مدت زمان بیشتری می ماند تا کار خاص محوله انجام شود، حتی اگر از تفریحش دست بکشد. این فرد به ظاهر بازنده است ولی با آگاهی این شرایط را می پذیرد.

 

 یکی از دلایلی که ما رابه دام عدم جرات ورزی می کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجاد شده است. مانند اینکه من اگر نظر خود را بیان کنم با دیگران دچار تضاد می شوم، من حق ندارم دیگران را ناراحت کنم، “اگه ناراحت بشه چی؟” نمی توانم به کسی نه بگویم و چون می خواهم فردی مودب و مفید باشم تسلیم تمنای دیگران می شوم. در صورتیکه افراد جرات مند به حقوق خود و دیگران احترام می گذارند و نمی گذارند دیگران از آنها سوء استفاده کنند و در عین حال نیازهای دیگران را درک می کنند. بنابراین صادقانه افکار و احساسات خود را بیان می کنند.

اما چگونه در شرایط مختلف رفتار و ارتباط جرات مندانه داشته باشیم :

به عنوان مثال، در برابر درخواست غیر منطقی دیگران می توانیم اینگونه عکس العمل داشته باشیم:

ای کاش می توانستم ماشینم را به شما بدهم (ارائه بازخورد مثبت) اما از چند هفته پیش برنامه ریزی کرده ایم که آخر هفته به مسافرت برویم (بیان دلیل رفتار)، متاسفم (اعلام تصمیم).

در زمان درخواست کردن، منطقی بودن درخواستمان را بررسی کنیم، توانایی طرف مقابل را برای اجابت و مناسب بودن زمان و مکان آن ارزیابی کنیم و بعد مشکل و وضعیت موجودمان را بیان کنیم به طور مثال: “من سرم خیلی درد میکنه، ممکنه کمی آرام تر صحبت کنید؟

یکی از دلایلی که ما رابه دام عدم جرات ورزی می کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجاد شده است.

در مواجهه با رفتارهای بی ملاحظه دیگران نیز باید رفتار جرات مندانه ای داشته باشیم که می تواند شامل عمل ساده ابراز عقاید شخصی باشد مثلاً وقتی کسی صحبت ما را قطع کرد می توانیم بگوئیم: ببخشید دوست داشتم حرفهایم را تمام کنم. و یا رفتار جرات مندانه همدلانه (به رسمیت شناختن موقعیت و احساس طرف مقابل) در مورد مثال قبل می توانیم بگوییم “می دانم مایلید نظرتان را مطرح کنید اما ای کاش اجازه می دادید حرفم تمام شود.” و همینطور می توانیم از رفتار و ارتباط توام با جرات مندی افزایشی استفاده کنیم به این معنی که با کمترین مقدار جرات مندی شروع می کنیم و اگر طرف مقابل بی تفاوت بود به تدریح بر جرات مندی خود می افزاییم. مثلا در مقابل فروشنده ای که با اصرار می خواهد جنس خود را بفروشد اینگونه می گوییم:

1- “نه، من هیچکدام از آنها را نمی خواهم.”

2- "نه، گفتم که قصد خرید این جنس را ندارم.”

3- “دوبار گفتم نه، از شما می خواهم این قدر اصرار نکنید.”

 

***

در پایان یادآور می گردد رعایت نکات زیر ما را در برقراری ارتباط موثر کمک می کند:

 

- با محبت کردن به دیگران و هر نوع سرمایه گذاری عاطفی، حساب بانک عاطفی مان را پر می کنیم و دید مثبتی نسبت به ما در دیگران ایجاد می شود و اگر زمانی رفتاری جرات مندانه در مقابل افراد داشته باشیم با حالت دفاعی آنها مواجهه نخواهیم شد.

 

- مسائل را نه تنها از زاویه دید خود بلکه از زاویه دید شخص مقابل هم ببینیم. من می توانم نظرات دیگران را بپذیرم و درعین حال نظر خود را نیز بیان کنم.

 

- انسان جرات مند راههای مختلفی را برای رسیدن به هدفش امتحان می کند.

 

- شاید رفتار جرات مندانه و بیان عقاید و احساساتمان به نتیجه ای نرسد ولی باعث می شود ما خود خوری نکنیم که رفتارمان به پرخاشگری و سلطه پذیری تبدیل شود و درعین حال این رفتار، بذری است که می کاریم و می توانیم منتظر شکوفایی آن در آینده باشیم.

 

و در آخر فراموش نکنید که نه گفتن و جرات مند بودن یک عادت است که باید به مرور در شما ایجاد شود . پس از آن واهمه نداشته باشید و هر چه بیشتر با مهارت های صحیح این کار آشنا شوید.

 

  قدرت  "  نه  "  گفتن خود را تقویت کنید .

 

 

 

کلينيک توانبخشی  سازمان دفاع از قربانيان  خشونت ، با انتشار  بروشورهای  آموزشی ،روانشناسی  پيرامون  مهارت های  زندگی ،از جمله  مهارت قاطعيت  و رد درخواست های  تحميلی  ديگران  را  آموزش  می  دهد.بر اساس  اين آموزش ها ، ايستادگی  بر نظرات  شخصی  و بيان افکار ، احساسات  و باورها  به صورت مستقيم ،صادقانه  و متناسب  به گونه ای  که در عين  حال به حقوق  ديگران نيز احترام  گذاشته  شود ، بخش  مهم  و قابل توجهی  در بازآموزی  " مهارت قاطعيت " است .

از ديدگاه  کارشناسان ،رفتار متعادل  در ابراز وجود  شامل گرفتن  حق خود  و اظهار عقايد ، احساسات  و افکار خويش  به طور مستقيم  و صادقانه و نيز توانايی  و مهارت دادن پاسخ  "نه "  به درخواست  نامعقول  ديگران  است  به نحوی  که در اين  راستا  حقوق  ديگران نيز محترم  شمرده  شود.

در اين صورت است که فرد  منافع خويش  را  تشخيص می دهد  و بدون اضطراب و به طور جدی  بر حق  خود پافشاری  می کند، احساسات واقعی  خود را  صادقانه بيان می کند و بدون فراموش  کردن حقوق ديگران ،حق خود را مطالبه  و اعاده می کند.اما  بازآموزی  مهارت  قاطعيت  " توانايی  نه  " گفتن  به ديگران ، با رفتارهای  پرخاشگرانه  در خصوص  رد درخواست  ديگران ، تفاوت های  فاحشی  دارد. بنابراين  گزارش  ، رفتار پرخاشگرانه  بيان خصومت آميزی است که بدون در نظر گرفتن  حقوق ديگران برای  رسيدن به اهدافی خاص  انجام می  شود  و معمولا هنگام پرخاشگری فرد با صدای  بلند و لحن  نامناسبی صحبت می کند.  

اما در رفتار  قاطعانه ، فرد با ملاحظات  و توجه  به ديگران  بر ديدگاه خود ايستادگی  می کند،  احساسات و نظرات  و افکار خود را به صورت روشن  بيان می  کند، صدای  محکمی  دارد و به راحتی  به  صورت  فرد ديگر نگاه می کند. در اين حالت است  که فرد  خود را با ديگران برابر می داند  و نه به کسی  صدمه می  زند و نه اجازه می  دهد  که به او  صدمه وارد شود .کمرويی  ،خجالت  کشيدن  و قاطع نبودن  ناشی از باورهای  اشتباه است ،زيرا افرادی  که  قاطعيت کمتری  دارند ،معمولا  درگير اين باور هستند  که در صورت عدم  قبول  و پذيرش  درخواست  ديگران  ، عواقب  و پيامدهای  بدی  برای  آنان  ايجاد  خواهد  شد. اين  در شرايطی  است که  افراد قاطع  برای عدم پيروی  خود از ديگران  ،عواقب و پيامدهای  مثبتی  را تصور  می کنند  بنابراين  پيش  از هر چيز ،تغيير باورها  و انتظارات افراد، پيش  شرط  رفتار قاطعانه است .

افراد با جرات  در زمان  ابراز پاسخ منفی به درخواست  نامعقول ديگران  پاسخ های  کوتاه می دهند اما افراد  بی  جرات ، توضيحات طولانی ، عذرهای  مختلف ،دروغ ها و پوزش های  مختلفی را در پاسخ هايشان  اضافه می کنند. 

  

****

منبع : مقاله  "قدرت " نه"  گفتن  خود را تقويت کنيد  "- برگرفته شده از  بروشورهای  آموزشی کلينيک توانبخشی سازمان دفاع از قربانيان  خشونت -   روزنامه همشهری پنج شنبه 5 مهر 1384

مهارت نه گفتن برای جلوگیری از کمرویی کودکان

 
مهارت نه گفتن از کمرویی کودکان جلوگیری می کند
 
 

ادامه نوشته

قدرت " نه"  گفتن  خود را تقويت کنيد

 

 

کلينيک توانبخشی  سازمان دفاع از قربانيان  خشونت ، با انتشار  بروشورهای  آموزشی ،روانشناسی  پيرامون  مهارت های  زندگی ،از جمله  مهارت قاطعيت  و رد درخواست های  تحميلی  ديگران  را  آموزش  می  دهد.بر اساس  اين آموزش ها ، ايستادگی  بر نظرات  شخصی  و بيان افکار ، احساسات  و باورها  به صورت مستقيم ،صادقانه  و متناسب  به گونه ای  که در عين  حال به حقوق  ديگران نيز احترام  گذاشته  شود ، بخش  مهم  و قابل توجهی  در بازآموزی  " مهارت قاطعيت " است .

از ديدگاه  کارشناسان ،رفتار متعادل  در ابراز وجود  شامل گرفتن  حق خود  و اظهار عقايد ، احساسات  و افکار خويش  به طور مستقيم  و صادقانه و نيز توانايی  و مهارت دادن پاسخ  "نه "  به درخواست  نامعقول  ديگران  است  به نحوی  که در اين  راستا  حقوق  ديگران نيز محترم  شمرده  شود.

در اين صورت است که فرد  منافع خويش  را  تشخيص می دهد  و بدون اضطراب و به طور جدی  بر حق  خود پافشاری  می کند، احساسات واقعی  خود را  صادقانه بيان می کند و بدون فراموش  کردن حقوق ديگران ،حق خود را مطالبه  و اعاده می کند.اما  بازآموزی  مهارت  قاطعيت  " توانايی  نه  " گفتن  به ديگران ، با رفتارهای  پرخاشگرانه  در خصوص  رد درخواست  ديگران ، تفاوت های  فاحشی  دارد. بنابراين  گزارش  ، رفتار پرخاشگرانه  بيان خصومت آميزی است که بدون در نظر گرفتن  حقوق ديگران برای  رسيدن به اهدافی خاص  انجام می  شود  و معمولا هنگام پرخاشگری فرد با صدای  بلند و لحن  نامناسبی صحبت می کند.

اما در رفتار  قاطعانه ، فرد با ملاحظات  و توجه  به ديگران  بر ديدگاه خود ايستادگی  می کند،  احساسات و نظرات  و افکار خود را به صورت روشن  بيان می  کند، صدای  محکمی  دارد و به راحتی  به  صورت  فرد ديگر نگاه می کند. در اين حالت است  که فرد  خود را با ديگران برابر می داند  و نه به کسی  صدمه می  زند و نه اجازه می  دهد  که به او  صدمه وارد شود .کمرويی  ،خجالت  کشيدن  و قاطع نبودن  ناشی از باورهای  اشتباه است ،زيرا افرادی  که  قاطعيت کمتری  دارند ،معمولا  درگير اين باور هستند  که در صورت عدم  قبول  و پذيرش  درخواست  ديگران  ، عواقب  و پيامدهای  بدی  برای  آنان  ايجاد  خواهد  شد. اين  در شرايطی  است که  افراد قاطع  برای عدم پيروی  خود از ديگران  ،عواقب و پيامدهای  مثبتی  را تصور  می کنند  بنابراين  پيش  از هر چيز ،تغيير باورها  و انتظارات افراد، پيش  شرط  رفتار قاطعانه است .

افراد با جرات  در زمان  ابراز پاسخ منفی به درخواست  نامعقول ديگران  پاسخ های  کوتاه می دهند اما افراد  بی  جرات ، توضيحات طولانی ، عذرهای  مختلف ،دروغ ها و پوزش های  مختلفی را در پاسخ هايشان  اضافه می کنند.

مهارت نه گفتن

 

 

***

 مهارت "نــــــــــــه" گفتن

مهارت نه گفتن

پرسش: چطور مهارت "نه گفتن" را در خود تقویت کنیم؟

 

پاسخ: مهارت نه گفتن یکی از مهارت های زندگی موفقیت آمیز است. ما به دنیا نیامدیم تا آرزو و خواسته هر کسی را برآورده کنیم. چرا که گاهی نیاز و خواسته خود ما هم از اهمیت بالایی برخوردار است. ما تنها تا حدی می توانیم با دیگران همراه باشیم و رضایتشان رو به دست بیاوریم که حقوق خودمان پایمال نشود و از زندگی و اهداف خودمان دور نشویم.

 

براساس اینکه افراد چگونه به حریم شخصی خود و دیگران احترام می گذارند سه سبک ارتباطی تعریف شده است که عبارتند از: سبک ارتباطی سلطه پذیر، جرات مندانه و پرخاشگرانه و هرکدام دارای خصوصیاتی به شرح ذیل می باشد:

1. افراد سلطه پذیر، افرادی هستند که اعتماد به نفس پائینی دارند، به حقوق فردی خود بی توجه هستند، افکار و عقاید و احساسات خود را بیان نمی کنند و اگر بخواهند بیان کنند آنقدر مودبانه و با تُن صدای پایین بیان می کنند که جدی تلقی نمی شود. بدون اینکه لازم باشد پوزش می طلبند و بیشتر از جملات “ممکنه اشتباه کنم” و یا “شما بیشتر تجربه دارید” و… استفاده می کنند و به ظاهر، افراد متواضع و صبورند ولی در باطن از اینکه توسط دیگران مورد سوء استفاده قرار می گیرند ناراحتند و به جای اقدام، شکوه و شکایت می کنند.

 

افراد پرخاشگر، افرادی هستند خودخواه با تن صدای بلند و تند و نیش دار، افرادی که به حقوق دیگران بی توجه هستند و برای جلوگیری از رنجش خود، دیگران را می رنجانند، ذهنشان بسته است و عقاید دیگران را نمی پذیرند، حریم خصوصی دیگران را رعایت نمی کنند، قدرت طلبند و حالت بدنی خشک و بدون انعطاف دارند و بیشتر از کلمات حتما، باید و …استفاده می کنند.

براساس اینکه افراد چگونه به حریم شخصی خود و دیگران احترام می گذارند سه سبک ارتباطی تعریف شده است که عبارتند از: سبک ارتباطی سلطه پذیر، جرات مندانه و پرخاشگرانه

البته بین دو سبک ارتباطی بالا یک رابطه چرخشی وجود دارد یعنی فرد سلطه پذیر به علت پایمال شدن حقوقش، خشم زیادی را در خود انبار می کند که روزی همچون آتشفشان فوران نموده و تبدیل به پرخاشگری می شود و بعد از آن به علت احساس گناه شدید دوباره به سمت رفتار سلطه پذیر معمول خود برمی گردد. افراد پرخاشگر نیز در مرحله ای از تنش شدید، تسلیم می شوند و به افراد سلطه پذیر تبدیل می شوند که این حالت نیز موقتی است. اما افراد جرات مند دارای خصوصیات زیر می باشند:

داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران، احترام گذاشتن به حقوق خود و دیگران، ابراز احساسات و عقاید خود، عمل مدار بودن، پذیرفتن مسئولیت اعمال و تصمیم های خود، داشتن روحیه انعطاف پذیر، داشتن روابط سالم و صمیمانه با دیگران، اعتماد به نفس بالا و تن صدای محکم و استوار و مهم تر اینکه این افراد تمایل دارند در موقعیت ها “برنده- برنده” باشد نه همیشه “برنده-بازنده”. یعنی گاهی حاضرند که در موقعیت خاص بازنده باشند تا هدف تحقق یابد. به طور مثال یک فرد جرات مند در مقابل یک فرد پرخاشگر در موقعیتی خاص سکوت می کند تا فرد مقابل خلع سلاح شود. گاهی در محیط کار مدت زمان بیشتری می ماند تا کار خاص محوله انجام شود، حتی اگر از تفریحش دست بکشد. این فرد به ظاهر بازنده است ولی با آگاهی این شرایط را می پذیرد.

 

 یکی از دلایلی که ما رابه دام عدم جرات ورزی می کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجاد شده است. مانند اینکه من اگر نظر خود را بیان کنم با دیگران دچار تضاد می شوم، من حق ندارم دیگران را ناراحت کنم، “اگه ناراحت بشه چی؟” نمی توانم به کسی نه بگویم و چون می خواهم فردی مودب و مفید باشم تسلیم تمنای دیگران می شوم. در صورتیکه افراد جرات مند به حقوق خود و دیگران احترام می گذارند و نمی گذارند دیگران از آنها سوء استفاده کنند و در عین حال نیازهای دیگران را درک می کنند. بنابراین صادقانه افکار و احساسات خود را بیان می کنند.

اما چگونه در شرایط مختلف رفتار و ارتباط جرات مندانه داشته باشیم :

به عنوان مثال، در برابر درخواست غیر منطقی دیگران می توانیم اینگونه عکس العمل داشته باشیم:

ای کاش می توانستم ماشینم را به شما بدهم (ارائه بازخورد مثبت) اما از چند هفته پیش برنامه ریزی کرده ایم که آخر هفته به مسافرت برویم (بیان دلیل رفتار)، متاسفم (اعلام تصمیم).

در زمان درخواست کردن، منطقی بودن درخواستمان را بررسی کنیم، توانایی طرف مقابل را برای اجابت و مناسب بودن زمان و مکان آن ارزیابی کنیم و بعد مشکل و وضعیت موجودمان را بیان کنیم به طور مثال: “من سرم خیلی درد میکنه، ممکنه کمی آرام تر صحبت کنید؟

یکی از دلایلی که ما رابه دام عدم جرات ورزی می کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجاد شده است.

در مواجهه با رفتارهای بی ملاحظه دیگران نیز باید رفتار جرات مندانه ای داشته باشیم که می تواند شامل عمل ساده ابراز عقاید شخصی باشد مثلاً وقتی کسی صحبت ما را قطع کرد می توانیم بگوئیم: ببخشید دوست داشتم حرفهایم را تمام کنم. و یا رفتار جرات مندانه همدلانه (به رسمیت شناختن موقعیت و احساس طرف مقابل) در مورد مثال قبل می توانیم بگوییم “می دانم مایلید نظرتان را مطرح کنید اما ای کاش اجازه می دادید حرفم تمام شود.” و همینطور می توانیم از رفتار و ارتباط توام با جرات مندی افزایشی استفاده کنیم به این معنی که با کمترین مقدار جرات مندی شروع می کنیم و اگر طرف مقابل بی تفاوت بود به تدریح بر جرات مندی خود می افزاییم. مثلا در مقابل فروشنده ای که با اصرار می خواهد جنس خود را بفروشد اینگونه می گوییم:

1- “نه، من هیچکدام از آنها را نمی خواهم.”

2- "نه، گفتم که قصد خرید این جنس را ندارم.”

3- “دوبار گفتم نه، از شما می خواهم این قدر اصرار نکنید.”

 

***

در پایان یادآور می گردد رعایت نکات زیر ما را در برقراری ارتباط موثر کمک می کند:

 

- با محبت کردن به دیگران و هر نوع سرمایه گذاری عاطفی، حساب بانک عاطفی مان را پر می کنیم و دید مثبتی نسبت به ما در دیگران ایجاد می شود و اگر زمانی رفتاری جرات مندانه در مقابل افراد داشته باشیم با حالت دفاعی آنها مواجهه نخواهیم شد.

 

- مسائل را نه تنها از زاویه دید خود بلکه از زاویه دید شخص مقابل هم ببینیم. من می توانم نظرات دیگران را بپذیرم و درعین حال نظر خود را نیز بیان کنم.

 

- انسان جرات مند راههای مختلفی را برای رسیدن به هدفش امتحان می کند.

 

- شاید رفتار جرات مندانه و بیان عقاید و احساساتمان به نتیجه ای نرسد ولی باعث می شود ما خود خوری نکنیم که رفتارمان به پرخاشگری و سلطه پذیری تبدیل شود و درعین حال این رفتار، بذری است که می کاریم و می توانیم منتظر شکوفایی آن در آینده باشیم.

 

و در آخر فراموش نکنید که نه گفتن و جرات مند بودن یک عادت است که باید به مرور در شما ایجاد شود . پس از آن واهمه نداشته باشید و هر چه بیشتر با مهارت های صحیح این کار آشنا شوید.

 

-- مسائل را نه تنها از زاویه دید خود بلکه از زاویه دید شخص مقابل هم ببینیم. من می توانم نظرات دیگران را بپذیرم و درعین حال نظر خود را نیز بیان کنم.